چرا قرارداد استراتژیک بلندمدت با چین، ضروری است؟

میز نفت | یکی از اولیه‌ترین وظایف راهبردی تصمیم‌گیران هر نظام سیاسی، اتخاذ تصمیماتی دارای کمترین زمینه تهدید و بالاترین فرصت تأمین منافع راهبردی کشور در شرایط زمانی خاص خود است. طرح همکاری استراتژیک بلندمدت ایران و چین هم‌اکنون از سوی برخی از منتقدان دغدغه‌مند داخلی با نگرانی نگریسته شده که در این گزارش به تحلیل استدلال‌های منتقدان پرداخته خواهد شد.

تحلیل و ارزیابی:
هم‌اکنون یکی از مهمترین استدلال‌های منتقدان قرارداد بلندمدت با چین این است که «کشور ایران در شرایط تحریمی و تحت فشار قرارداشته و انعقاد هرگونه قرارداد به دلیل عدم رعایت تساوی شرایط برای طرفین قرارداد، الزاماً قرارداد بدی خواهد بود». اما برای پاسخ به این انعقاد ۳ نکته محوری را بیان کرد؛

الف) ایجاد شرایط تحریم از سوی یک کشور خاص نظیر ایالات متحده، ناشی از عدم برنامه‌ریزی‌ منسجم گذشته در تعمیق روابط و تعاملات مختلف اقتصادی با بازیگران برجسته در حوزه‌های مختلف است. تعمیق و گسترش روابط در طیف مختلف و سلسله‌مراتبی از تعامل نظیر؛
سطح تسریک مساعی،
سطح همکاری اقتصادی موردی و کوتاه‌مدت،
سطح همکاری استراتژیک بلندمدت،
سطح شورای همکاری و هماهنگی،
سطح همراهی یا Bandwagoning،
سطح ائتلاف
و نهایتاً سطح اتحادیهصورت می‌گیرد که هرکدام ویژگیهای خاص خود را دارا بوده و از کم به زیاد گسترش می‌یابد. نمونه بارز تعمیق و گسترش روابط را می‌توان در اتحادیه اروپا دانست که معضله تهدید امنیتی بین یکدیگر را از بین برده‌ و به اتحادیه بدل شده‌اند.

در مورد ایران، باید گفت که «وضعیت با قابلیت تحریم‌شوندگی» وضعیتی ناشی از این بوده است که در گذشته الگوی تعاملاتی خود با بازیگران بزرگ را در قالب همکاری اقتصادی موردی و کوتاه‌مدت جستجو کرده که به راحتی در شرایط تحریم، قابلیت شکنندگی دارد. از اینرو، از این حیث که ایران تلاش دارد با یکی از بازیگران برجسته جهانی، تعاملات خود را یک گام بالاتر ببرد، فی‌نفسه امری منطقی و واقع‌گراینه است.

تاریخ انتشار اولیه: ۸ مرداد ۱۳۹۹
تاریخ رصد: ۱۲ مرداد ۱۳۹۹

 

دیدگاه بگذارید

  Subscribe  
اشاره به موضوع