مزیت‌گرایی هوشمند چیست و به چه کار می‌آید؟

/مزیت‌گرایی هوشمند چیست و به چه کار می‌آید؟

مفهوم مزیت‌گرایی هوشمند (تخصصی‌سازی هوشمند) اولین بار توسط دومنیک فورای، پل دیوید و برانوین هال در سال ۲۰۰۹ میلادی مطرح شد. از آن پس مزیت‌گرایی هوشمند به صورت گسترده‌ای در سراسر اتحادیه اروپا و حتی کشورهای دیگر رواج یافت و مورد استفاده قرار گرفت. مزیت‌گرایی هوشمند از لحاظ مفهومی نوعی سیاست‌گذاری نوآوری منطقه‌ای است که ذی‌نفعان مناطق مختلف را ترغیب می‌کند تا از طریق کشف ظرفیت‌ها و فرصت‌های کارآفرینی منطقه خود، تنها تعداد مشخصی از حوزه‌های راهبردی و مزیت‌دار را با اعمال تغییراتی نوآورانه و فناورانه توسعه دهند؛ زیرا در بسیاری از مناطق این امکان وجود ندارد که در تمام حوزه‌ها بتوان به موفقیت دست یافت. موفقیت مناطق در حوزه‌ها به ابعاد مختلفی چون مقدار منابع و میزان تخصص منطقه در آن حوزه بستگی دارد. در روش مزیت‌گرایی هوشمند، ظرفیت‌های مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرند، حوزه‌های بالقوه شناسایی می‌شوند و فرصت‌های جدید در این حوزه‌ها کشف می‌گردند. بنابرین می‌توان گفت که مزیت‌گرایی هوشمند یک دکترین برنامه‌ریزی با هدف سرآمد نمودن منطقه در تمام صنایع نیست، بلکه این دکترین به دنبال یافتن راه‌های شفاف و تقویت نمودن فعالیت‌هایی در منطقه است که از طریق کاربرد تحقیق، توسعه و نوآوری در صنایع موجود بهبود قابل توجهی ایجاد نماید که در نهایت منجر به برتری و مزیت منطقه در آن حوزه گردد. برای مثال یکی از مزیت‌های مهم ایالت گالیسیا در اسپانیا ماهی‌گیری است. مزیت‌گرایی هوشمند در راستای توسعه پایدار و رقابتی این مزیت در گالیسیا پیشنهاد می‌کند که به جای حذف بخش ماهی‌گیری از اولویت‌های منطقه و اضافه نمودن بخش‌های جدید، این ایالت باید در این بخش مزیت خود را تقویت نماید. مزیت‌گرایی هوشمند برای تقویت این مزیت، به دنبال افزایش بهره‌مندی ماهی‌گیران از تحقیق و توسعه، نوآوری و کمک به یافتن راه‌حل‌های جدید نوآورانه برای این حوزه است.

در مزیت‌گرایی هوشمند پیشینه تاریخی ساختار اقتصادی مناطق و نواحی یک کشور دارای اهمیت فراوانی است. گذشته اقتصادی یک منطقه گویای نحوه ارتباط و بهره‌مندی ساکنان آن با ظرفیت‌ها و توان‌هایی است که در آن محدوده وجود داشته است. هرچقدر منابع و مزیت‌های یک منطقه محدودتر بوده، میزان وابستگی به آن منابع و مزیت‌ها هم بیشتر بوده است. از طرفی در ادبیات مزیت گرایی هوشمند، صرف اهمیت اقتصادی یک حوزه یا یک صنعت در یک منطقه، سبب نمی‌شود تا آن حوزه یا صنعت مصداق مزیت‌گرایی هوشمند قلمداد شود. به‌طور مثال، صنعت گردشگری در تمام مناطق حوزه رشته‌کوه آلپ دارای اهمیت اقتصادی فراوانی است، ولی فقط با تکیه بر این ظرفیت نمی‌توان ادعا نمود که این منطقه مزیت‌گرایی هوشمند انجام داده است. بااین‌حال، توسعه نرم‌افزارهای کاربردی فناوری اطلاعات و ارتباطات با هدف ایجاد تغییر قابل‌توجه در فرآیندهای عملیاتی و خدماتی صنعت گردشگری، می‌تواند نمونه‌ای از مزیت‌گرایی هوشمند محسوب شود. البته باید توجه داشت تنها درصورتی‌که فعالیت جدید توجهات و منابع کافی را به سمت خود جذب کند و سبب ایجاد مزیت رقابتی جدید در حوزه بین بخشی صنعت گردشگری و فناوری اطلاعات و ارتباطات (به‌عنوان یک فناوری عمومی) شود، می‌توان آن را مزیت‌گرایی هوشمند دانست.