برنامه تحول در آموزش عالی

مراکز آموزش عالی و یا به طور دقیق تر دانشگاه ها، یکی از مهمترین نهادهای هر جامعه ای می باشند. دلیل این اهمیت را باید در نقش این نهادهای حساس در ایجاد تغییرات بنیادین در جوامع انسانی جست و جو کرد.

این مهم علاوه بر آنکه در بررسی ادبیات سیاستگذاری آموزش عالی به وضوح به چشم می خورد، توسط سیاست مداران جوامع مختلف نیز به الحان مختلف مورد تاکید قرار گرفته است. به عنوان نمونه می توان به این عبارت از حضرت امام خمینی رحمه الله علیه اشاره کرد که فرموده اند”دانشگاه مبدأ همه تحولات و مقدرات یک کشور است، و دانشگاه است که یک کشور را اصلاح یا تباه می کند.” نخبگان علمی نیز همواره بر نقش بی بدیل دانشگاه ها در ایجاد تحول در جوامع تاکید داشته اند؛ Drew Gilpin Faust رئیس دانشگاه هاروارد نیز در اخیرا طی یک سخنرانی در دانشگاه دوبلین با برشمردن روند جهانی توسعه دانشگاه ها، از این نهاد به عنوان عامل اصلی در تغییر جوامع انسانی در سطح بین المللی یاد کرده است. همه این شواهد که به اختصار به دو مورد از آنها اشاره شد، حاکی از نقش غیرقابل انکار دانشگاه ها در رشد و تعالی هر جامعه ای چه در مقیاس ملی و چه در مقیاس جهانی می باشد.

در کشور ما نیز دانشگاه ها همواره نقش پررنگی در تحولات اجتماعی داشته اند که البته این تحولات عمدتا در زمینه های سیاسی بوده است. به عنوان نمونه می توان به نقش دانشگاه ها همپای مساجد در دوران انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ اشاره کرد. در سالیان پس از وقوع انقلاب اسلامی نیز سایر شئون دانشگاه به تدریج مورد توجه سیاستمداران و نخبگان ایرانی قرار گرفت که به دنبال آن طرح “انقلاب فرهنگی” اجرا شد. این طرح که دارای نقاط مثبت و البته انتقاداتی می باشد سبب بروز تغییراتی در دانشگاه های کشور شد. این تغییرات که ذیل عنوان کلی “اسلامی شدن دانشگاه ها” می توان از آن نام برد در طول چند دهه از عمر انقلاب اسلامی در جریان بوده و تلاش های متعددی در این راستا انجام شده است؛

اما اکنون پس از طی دوران پر فراز و نشیب دانشگاه ها در قریب به چهل سال گذشته سوالات متعددی پیش روی سیاستگذاران، نخبگان علمی و نهادهای فکری کشور در حوزه آموزش عالی قرار دارد. سوالاتی از این قبیل که:

۱- آیا دانشگاه های کشور ما دارای نقش جهانی در روندهای بین المللی هستند؟

۲- آیا دانشگاه های کشور ما در پاسخ به حل مسائل کشور حرکت می کنند؟

۳- آیا دانشگاه های کشور ما محل تربیت نخبگان سیاسی و اجرایی کشور هستند؟

البته باید توجه داشت که محول کردن همه تغییر و تحولات جامعه به دانشگاه، امری نادرست است چرا که دانشگاه درکنار سایر نهادهای اجتماعی فعالیت دارد؛ اما آنچه که در واقعیت خود را نشان می دهد نقش بی بدیل این نهاد در رشد جوامع انسانی است.

همانطور که به وضوح مشخص است جوابهای ممکن به سوالات فوق چندان انگیزاننده و مثبت نخواهد بود. به بیان دیگر اقدامات انجام شده تاکنون در کشور ما در راستای تحول در دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی اگرچه دارای مزایای متعددی بوده است اما به طور مشخص با هدف پاسخ به سوالات اساسی مانند سه سوال فوق نبوده است. در همین راستا به نظر می رسد طراحی، تدوین و اجرای برنامه تحول در آموزش عالی یکی از اساسی ترین نیازهای کنونی در حوزه سیاستگذاری کلان ملی است. البته سوال مهمی که وجود دارد آن است که منظور از برنامه تحول در دانشگاه ها چیست؟ آیا مقصود تهیه اسناد کلانی مانند چشم اندازه بیست ساله جمهوری اسلامی و یا نقشه جامع علمی کشور است؟ اسنادی که براساس منطق سیاستگذاری بالا به پایین طراحی شده اند.